جنگ در منطقه خاکستری از نسل چهارم و پنجم جنگ شناخته میشود و یکی از مهمترین و موثرترین ابزار آن ارتباطات و رسانهها هستند.
یادداشت مهمان- امیر حسین حسینی، دانشجوی دکتری علوم ارتباطات: جنگ علیه ایران با محوریت آمریکا و رژیم صهیونسیتی نهم اسفند سال گذشته آغاز شد اما بعد از حدود ۴۰ روز جنگ سخت نظامی، جنگ تمام نشد بلکه صحنه نبرد وارد مرحله جدیدی شد.
با اعلام آتش بس یا به تعبیر دقیقتر رهبر انقلاب «سکوت صحنه نبرد» و آغاز روند مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان عملیات رسانهای دشمن در قالب جنگ شناختی و جنگ رسانهای و در یک کلمه «جنگ ترکیبی» ظهور و بروز یافت.
کارشناسان به این وضعیت فعلی حاکم و چند بعدی در حوزه های نظامی، دیپلماسی، اجتماعی و اقتصادی «جنگ در منطقه خاکستری» یا «جنگ بدون درگیری» می گویند؛ موقعیتی که نه جنگ است نه صلح؛ اما در فضای بین جنگ و صلح هم رقابتها و نبردهایی در حال شکل گیری است.
درگیری در منطقه خاکستری بدون خشونت نظامی است و البته بلند مدت و طولانی که افق پیروزی خیلی روشن و مشخص نیست؛ «تحمیل هزینههای اقتصادی و اجتماعی» به کشورهای هدف از جمله اهداف این جنگ پیچیده است.
جنگ در منطقه خاکستری از نسل چهارم و پنجم جنگ شناخته میشود و یکی از مهمترین و موثرترین ابزار آن ارتباطات و رسانهها هستند.
در این نوع نبرد میدان جنگ نه موشکی است نه پهپادی، بلکه افکار عمومی میدان رقابت و جنگ رسانه ای است، هر طرفی که توانایی دستکاری، اثرگذاری و تغییر افکار را داشته باشد در نیل به اهداف خود هوشمندانه تر عمل میکند.
گفته «ژوزف نای» نویسنده کتاب «قدرت نرم» و «قدرت هوشمند» درباره فروریختن دیوار برلین مقصود ما از دستکاری و تغییر افکار عمومی را به خوبی نمایان میکند وقتی که گفت: دیوار برلین نه با رگبار توپخانه بلکه با چکش و بولدزرهای کسانی که ایمان خود را از دست داده بودند فروریخت.
پس هدف در جنگ ترکیبی و در منطقه خاکستری «تسخیر روح و روان جامعه» برای پیاده کردن برنامهها و دستور کارهای دشمن است.
با نگاهی به فعالیت های رسانهای و عملیات روانی دشمن در زمان آتش بس و در حین مذاکرات به وضوح میتوان صحنه درگیری در منطقه خاکستری را مشاهده کرد؛ توئیت ها، تهدیدها و دروغ های ترامپ، خبرسازی رسانه آمریکایی آکسیوس و رسانههای عبری و جعل روایت در رسانههای غربی از یک کارزار راهبردی در راستای اطلاعات گمراه کننده و دروغ های گژآگاه ساز علیه جامعه ایرانی پرده بر میدارد.
جنگ در منطقه خاکستری چه اهدافی را دنبال میکند؟
برهم زدن انسجام ملی در جامعه، ایجاد شکاف داخلی بین مردم با مردم، مردم با مسئولان و مردم با نظام حاکمیتی، ثبات زدایی از ارکان نظام سیاسی و اقتصادی، تاثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی مسئولان و نخبگان سیاسی و در نهایت فرسایش اعتماد عمومی نسبت به نظام حکمرانی و زمینه سازی برای اضمحلال نظام سیاسی از طریق ایجاد «آشوب» و «اغتشاش»، راهبردهای دشمن در حوزه رسانه در منطقه خاکستری جنگ است.
برجسته سازی اخبار منفی، انتشار مغرضانه و هدفمند «خبرهای جعلی» مانند (خبر اختلاف عمیق درون حاکمیت ایران در زمان مذاکرات از سوی ترامپ)، «روایت سازی»های دروغین در رسانهها (داشتن سلاح هسته ای و ضرورت حمله به ایران)، «تغییر و جعل روایت» (روایت عملیات نجات خلبان از طرف آمریکاییها) و خبرسازیها پیرامون «خشونت علیه زنان» با برجسته کردن موضع گیری های غیر هوشمندانه برخی در داخل، از راهبردهای نبرد رسانه ای دشمن برای ایجاد اغتشاش اطلاعاتی و ثبات زدایی از حوزه شناختی مخاطبان در منطقه خاکستری جنگ است.
اما در منطقه خاکستری جنگ چه باید کرد؟
در شرایطی که رسانههای رژیم صهیونیستی از نقش موساد در اغتشاشات دی ماه و سازماندهی آن پرده برداشته اند به وضح می توان گفت دشمن در شرایط فعلی «نه جنگ نه صلح» در حالت انتظار است؛ انتظار برای یک رخداد، رخدادی که بتواند ضمن تخریب انسجام ملی و کاهش تابآوری اجتماعی، «فشارهای اقتصادی» ناشی از «جنگ اقتصادی» را به جامعه ایرانی تحمیل و چرخه جنگ، فشار اقتصادی، آشوب و مذاکره را پیاده سازی کند تا بتواند در میز مذاکره اهداف خود را محقق کند.
در منطقه خاکستری جنگ باید مرکز فرماندهی واحد در حوزه رسانه و خبر شکل بگیرد تا بصورت سریع و صریح «روایت نخست و منسجم» را به مخاطبی که تشنه اخبار و اطلاعات است مخابره کند.
راه اندازی کارزارهای آگاهی بخش و مقابله با اخبار جعلی و اطلاعات گمراه کننده و تحلیل اخبار برای ارتقا سواد رسانه ای و سواد سیاسی مخاطبان از دیگر اصول راهبردی در حوزه رسانه است.
در واقع پاسخ به تهدیدات ترکیبی نیازمند اقدامات منسجم و هماهنگ درحوزه های مختلف است و اگر تهدیدات ترکیبی در حیطه های گوناگون به درستی و با گام های دقیق در زمان و مکان مناسب به مخاطب و افکار عمومی ارسال نشود تهدید ترکیبی اثرگذار خواهد بود؛ لذا در جنگ ترکیبی که رسانه محور اصلی آن است بایست ارتباطات راهبردی که معطوف به اقدامات رسانه ای منسجم، پایدار و نظام یافته است را عملیاتی و پدافند رسانه ای را برای مقابله با امواج اطلاعاتی، دروغ و روایت های جعلی، فعال کنیم تا مانع دستکاری شناخت مخاطبان شویم.
























































































